نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-روان شناس و استاد دانشگاه
دکتر سعید شاملو پدر روانشناسی بالینی ایران.
دکتر سعید شاملو که اینجانب افتخار شاگردی ایشانرا در درسهای روانشناسی بالینی و بهداشت روانی (مقطع دکتری ) در دانشگاه علوم بهزیستی تهران را دارم ،بنیان گذار روانشناسی بالینی ایران است. او در سال 1308 در ملایر چشم به جهان گشود. پس از طی دوران دبستان و دبیرستان برای ادامه ی تحصیل به کشور آمریکا رفت. در آنجا در دانشگاه جورج واشنگتن ، دانشگاه ایالتی واشنگتن و دانشگاه ایلی نویز به دریافت درجات کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکتری در روانشناسی بالینی و فوق دکتری در روان درمانی نایل آمد. سپس در آمریکا دو سال با سمت استادیاری به تدریس پرداخت و نیز در بخش روانپزشکی بیمارستان ایلی نویز به عنوان روانشناس بالینی بخش، به فعالیت پرداخت. پس از بازگشت به ایران،از سال 1340 تا 1342 در دانشکده پزشکی شهید بهشتی (دانشگاه ملی ایران) به تدریس و تحقیق و فعالیت بالینی پرداخت. از سال 1342 تا 1373 در دانشگاه تهران، سپس دانشگاه علوم پزشکی تهران با سمت های استادیاری ، دانشیاری و استادی به تدریس و تحقیق و ارایه خدمات بالینی اشتغال داشت. در سال 1373 ، گروه روانشناسی دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی را تاسیس کرد و از آن سال استادی و مدیریت همان گروه را بر عهده داشت. پروفسور سعید شاملو بانی تجدید حیات انجمن روانشناسی ایران بوده و در دوره های اول، دوم و پنجم ریاست هیات مدیره انجمن را نیز بر عهده داشتند. ایشان همچنین از پیشگامان طراحی سازمان نظام روانشناسی بود. پروفسور سعید شاملو از سوی «مرکز بین المللی شرح حال نویسی» (IBC) در کمبریج انگلستان به عنوان نامزد مرد سال 2004 انتخاب شدند. این عنوان تنها به معدودی از برگزیدگان اعطا می گردد که دستاوردها و پیشگامی آنها در جامعه بین المللی برجسته باشد و انتخاب پروفسور شاملو از میان دهها هزار فرد لایق دیگر ، به درستی نشاندهنده قدر و ارزش اقدامات علمی ایشان است. برگزاری دومین کنگره بینالمللی روان درمانی در شرق و كفتگوی بین تمدنها كه بیش از 60 مهمان از تمام قاره های جهان در آن شركت داشته اند ، برجسته ترین فعالیت علمی پروفسور شاملو در آخرین پاییز زندگانی وی بود. پروفسور شاملو ریاست و سمت دبیر کمیته علمی این کنگره را بر عهده داشتند. پس از برگزاری دومین کنگره بین المللی روان درمانی در شرق ، تعهد علمی و حساسیت پروفسور شاملو به مسایل حرفه ای، وی را، که سالها از بیماری قلبی رنج می برد و لازم بود از هر فعالیت همراه با استرس دوری جوید، برای چندمین بار روانه بیمارستان کرد. اما تن خسته و رنجور بنیان گذار روانشناسی بالینی ایران، که هفته ها بی خوابی و فشار روانی را تحمل کرده بود، اینبار توان مقابله با بیماری را نداشت. دکترشاملو یك هفته پس از برگزاری این كنگره بینالمللی دچار حمله قلبی شد. پروفسور شاملو بلافاصله پس از ترخیص از بیمارستان و با وجود توصیه پزشك معالج مبنی براستراحت، به دانشگاه مراجعه كرد تا به امور جاری گروه، دانشجویان و انجمن روانشناسی ایران رسیدگی كند. چند روز پس از مراجعت به دانشگاه بار دیگر دچار حمله قلبی شد و از آن پس در بیمارستان بستری بود تا سرانجام در صبحگاه روز دهم دی ماه 1383 قلبی که به دلها آرامش می بخشید به آرامش ابدی پیوست. روز یازدهم دی ماه، دانشجویان پروفسور شاملو که بسیاری از آنها خود به کسوت استادی درآمده اند با پدر روانشناسی بالینی وداع گفتند و ایشان را تا قطعه هنرمندان بهشت زهرا بدرقه نمودند. خاطره ای با دکتر شاملو: دکتر شاملو در عین حالی که در کارش بسیار جدی و سخت کوش بودند ، روحیه طنزی نیز داشته اند و حتی گاهی در کلاس با سن و سال بالایی که آنزمان داشته اند، در حین تدریس برای دانشجویان جوک هم تعریف می کردند که یکی از جوکهای او از یادم نمی رود(متاسفانه نمیتوانم اینجا تعریف کنم).خاطره دیگر که به جدیت او مربوط است اینکه ،یک بار دانشجویان از او خواستیم که یک عکس یادگاری بگیریم.خرداد سال 76بود(یادش به خیر).فضای دانشگاه علوم بهزیستی هم بسیار سرسبز بود .به پیشنهاد دانشجویان خواستیم در خارج از اطاق استاد و در حیاط دانشگاه عکس بگیریم.درست در لحظه ای که آماده گرفتن عکس بودیم یکی از همراهان بیمار که مریضش بستری بود نامه ای از بیمارستان برای دکتر شاملو آوردند که ایشان باید آنرا امضا میکرد و بعد معرفینامه ای برای او مینوشت.دکتر شاملو به او نگفت که منتظر باش من عکس بگیرم بعد میام،به ما گفت شما منتظر باشید من کار این خانم را انجاد بدهم بعد می آییم با هم عکس میگیریم.در حالیکه کار عکس گرفتن ما دو دقیقه هم وقت نیاز نداشت.این موضوع برای من بسیار جالب و آموزنده بود زیرا عکس گرفتن جنبه کاری نداشت ولی کار آن مراجع جزو وظیفه کاری استاد بود. خاطره دیگرم از استاد به سال ۸۳مربوط میشود .در تابستان این سال همایشی بین المللی در زمینه روانشناسی بالینی در دانشگاه علوم پزشکی تهران(جنب بیمارستان میلاد)برگزار بود و استاد شاملو هم رئیس این همایش بود.من استاد را سالها زیارت نکرده بودم(از سال 76).در بیرون از همایش و در سالن دانشگاه استاد را دیدم.با توجه به بیماری و کهولت سن استاد شاملو،با خودم گفتم استاد که مارا به یاد ندارد و الان باید خودم را معرفی کنم که کی هستم و چه سالی با استاد درس داشتم و...به استاد سلام کردم و او را بوسیدم و برخلاف انتظار استاد خوب مرا شناخت و این جمله را گفت:خیلی بی معرفتی،نباید یه سری به من بزنی. دوباره او را بغل کردم و بوسیدم و از او به این خاطر عذرخواهی کردم.از نظر من استاد سعید شاملو نمونه یک انسان کامل و به قول مازلو خودشکوفا بود.روحش شاد و قرین رحمت الهی باشد.آمین. نام و كارهایش جاودان و راهش پررهرو باد
کلمات کلیدی=دکتر سعید شاملو بهترین روانشناس بالینی ایران-سعید شاملو-سعید شاملو روانشناس بالینی ایران-کتاب دکتر سعید شاملو-شملو شاملو شاملو-دکتر سعید شاملو بنیانگذار روانشناسی بالینی ایراk-روانشناس بالینی خوب-بهترین روانشناس بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس بالینی در ایران-بهترین دکتر بالینی-بهترین دکتر مشاوره-بهترین دکتر رواندرمان-بهترین دکتر رواندرمانگر-بهترین دکتر رواندرمانگر در تهران-بهترین روانشناس بالینی در تهران.دکتر روانشناس با تجربه در تهران-دکتر روانشناس حاذق و خوب-دکتر روانشناس عالی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-مرکز مشاوره خوب در زوجدرمانی و ازدواج.
-اختلال شخصیت پارانویید (تشخیص ، علائم و درمان اختلال شخصیت پارانویید یا افراد بدبین و کج خیال).
نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-روان شناس و استاد دانشگاه
-اختلال شخصیت پارانویید.
اختلال شخصیت پارانویایی یک وضعیت مزمن و فراگیر است که مشخصهاش الگوهای مخّرب فکری، رفتاری و کارکردی است. حدس زده میشود که این اختلال در یک تا دو درصد بالغین وجود داشته باشد. عوارض این اختلال غالباً مشابه اسکیزوفرنی هستند و برخی پژوهشها نشان میدهد که احتمال وجود پیوندی ژنتیکی بین این دو اختلال وجود دارد. افرادی که دچار این نوع اختلالات شخصیت هستند بیشتر در معرض خطر افسردگی و هراس از مکانهای باز قرار دارند.
عوارض
افرادی که دچار اختلال شخصیت پارانویایی هستند نوعاً شرایط زیر را دارند:
• بیاعتمادی و شک مزمن و فراگیر به دیگران.
• حس این که دیگران به آنها دروغ میگویند یا فریبشان میدهند.
• اعتقاد به این که دوستان و خانواده بیصداقت و غیرقابل اعتماد هستند.
• فوران خشم در پاسخ به وضعیتی که فکر میکنند فریب خوردهاند.
• معمولاً سرد، حسود، تودار، مرموز و جدّی هستند.
• در جستجوی معانی پنهان در مکالمات و حرکات.
پارانویا: نابود كننده زندگی
افراد پارانویایی تا آنجایی که امکان داشته باشد خود را از سایر افراد جامعه جدا می کنند. زمانی که در یک جمع قرار می گیرند سعی می کنند در گوشه ای آرام بنشینند تا مبادا کسی متوجه حضور آنها شود. چهره های آنها معمولا سرد و بیروح است و هیچ نوع احساسی از خود نشان نمی دهند
نـگـرانی شـمـا را بیـمـار می کند، اضطراب شما را عصبی مـی کند، تـرس می تواند شما درست در همان جایی که قـرار داریــد فلج کند و این احساسات روی هم رفته چندان خـوشاینـد بـه نـظـر نمی رسند. اینطور نیست؟
البته نکته جـالـب این جـاست که ایـن احـساسـات معـمـولا مـوقتــی هـستند و خـیـلی زود از هـم می پاشند. اگرچه شرایـطی وجــود دارد کـه در آن وجـود نــگــــرانـی، اضـطـراب و تـــرس همیشگی شده و بـاعـث بـروز نـوعـــی بـیـمـاری بــه نــام پارانویا می گـردد. قـرار گـرفتـن در چـنـین وضعیتی کشنده است.
● بیش از اندازه بدگمان هستید
آیـا کسـی در گـذشتـه شـمــا را مخاطب عبارت "تو خیلی پارانویایی" هستی قرار داده است؟ در حال حاظر بسیاری از مـا دچـــار این بیماری هستیم اما در بعضی افراد پارانویا بـه صـورت یـک بیماری مزمن در می آید. اکثریت افراد برای مـدت زمـان بسـیـار کـوتـــاهی دچار کج خیالی و کژپنداری می شوند و بعد از چندی به موقعیت نرمال و آرام قبل باز می گردند.
هرچند برای عده ای بیماری در سراسر زندگی وجود خواهد داشت. خوب، پارانویا دقیقا چیست؟ دایره المعارف الکترونیکی کلمبیا در چاپ ششم خود پارانویا را این چنین تعریف کرده است: "به وجود آمدن افکار و تصورات غلط محکم، تغییر ناپذیر، و تثبیت شده ای از آزار و اذیت و یا بزرگی و شکوه."
این مسئله معمولا در مورد اشخاصی معنا پیدا می کند که نسبت به افراد، اشیاء، و یا به طور کلی جامعه احساس بدگمانی پیدا می کنند. باید توجه داشت که سوء ظن به تنهایی باعث ایجاد پارانویا نمی شود به ویژه اگر بر اساس تجربیات شخصی و یا تجربیاتی که دیگران با شما در میان گذاشته اند باشد.
مشکل زمانی به پارانویا تبدیل می شود که شک و تردیدها بی پایه و اساس می شوند. بیماری در مراحل اولیه خود تاثیر ناچیزی بر زندگی افراد می گذارد و حتی می توان گفت که در ابتدا هیچ نوع تاثیری ندارد، اما حالت شدید آن زندگی فرد را زجرآور می سازد و او قادر نیست که از شدت استرس دست به هیچ کاری بزند؛ در این شرایط احتمال اینکه بیماری های دیگری سلامت فرد را به مخاطره بیندازند زیاد است. برای مردهای مسن تر این مشکل می تواند کلیه جوانب زندگی آنها را تحت الشعاع قرار دهد، چراکه استرس بی حد و حصر آنها را به سمت سکته قلبی می کشاند.
● تشخیص مشکل
▪ می توانید با اتکا به این نشانه ها تشخیص دهید که آیا خودتان و یا کسیکه دوستش می دارید از این بیماری رنج می برد و یا خیر:
● اختلال هویتی
زمانی بروز می کند که شخص بدون وجود هیچ گونه دلیلی نسبت به زندگی اجتماعی، شغلی و خانوادگی خود سوء ظن پیدا می کند. باید مراقب این علائم باشید:
● بدگمانی
چنین افرادی همیشه در حالت تدافعی به سر می برند و جهان برای آنها به منزله محیط خطرناکی است.آنها فقط شک و تردیدهای خاص خودشان را قبول دارند و به هیچ وجه با دلیل و منطق نمی توان آنها را راضی نمود و همیشه با عقل و منطق در ستیز هستند. این تئوری به نام "توطئه چینی" کلاسیک شناخته می شود.
زمانی که شخص به یک موفعیت تازه مثل شغل جدید رابطه ای جدید و .. وارد می شود در یک لاک دفاعی به سر می برد. این حالت تا زمانی وجود دارد که شخص بتواند خود را با شرایط موجود وفق دهد و پایه های ترس خود را از بین برد. افرادی که دچار پارانویا هستند به سختی می توانند از ترس های خود دست بکشند.
● حساسیت بیش از اندازه
افرادی که به پارانویا مبتلا هستند معمولا بیش از اندازه به هشدارها و اخطارها توجه می کنند. آنها انتقاد را به سختی قبول می کنند، همیشه در حالت تدافعی به سر می برند، و افراد ستیزه جویی هستند.
● آرام و کناره گیر هستند
افراد پارانویایی تا آنجایی که امکان داشته باشد خود را از سایر افراد جامعه جدا می کنند. زمانی که در یک جمع قرار می گیرند سعی می کنند در گوشه ای آرام بنشینند تا مبادا کسی متوجه حضور آنها شود. چهره های آنها معمولا سرد و بیروح است و هیچ نوع احساسی از خود نشان نمی دهند.
●● اختلال در افکار و تخیلات
این افراد به ندرت افکار درست را قبول می کنند، تصورات خود را با هیچ کس در میان نمی گذارند، به آسانی تغییر نمی کنند و قابل اصلاح نمی باشند. این نوع پارانویا از نوع قبلی حادتر است و شخص را ناتوان تر و ضعیف تر می کند. در این شرایط ۵ نوع از اوهام پوچ وجود دارد که آنها را رها نمی کند:
● زجر و عذاب
افرادی که دارای اختلالات هویتی هستند تصور می کنند که هم قطارانشان آنها را به تمسخر می گیرند اما کسانی که دچار اختلات افکار و تخیلات هستند تصور می کنند که تمام دنیا برای آزار و اذیت آنها بسیج شده اند و قصد شکنجه دادنشان را دارند.
● حسادت
باید اعتراف کرد این نوع از اوهام بیشتر در خانم ها بروز می کند تا آقایون، البته نمونه هایی نیز وجود دارد که در آن مردها دچار رشک و حسد می شوند و همگان را مورد اتهام قرار می دهند.
● خودبزرگ بینی
خوب، شاید همه ما چنین احساسی را حداقل یک یا دوبار در طول زندگی خود تجربه کرده باشیم (پس شاید نام اختلال در وهم و خیال را نتوان بر روی آن گذاشت.) افرادی هستند که با جدیت تمام تصور می کنند که دارای قدرت های باورنکردنی هستند و بر روی افراد دیگر سلطه دارند (می توانند بیماران را شفا دهند، صلح ایجاد کنند، بر کشوری حکمفرمایی کننند و غیره..)
● عادات زندگی شما، ذهن شما
بعضی از افراد بیش از سایرین در معرض ابتلا به پارانویا قرار دارند. افرادی که در محیط هایی با فشار و استرس بالا زندگی می کنند و یا مشغول به کار هستند بیش از دیگران دچار بدگمانی و سوء ظن می شوند. این فراد شامل مهاجرین، گروه های اقلیت، اسیران جنگی، سربازها، کارگاه های پلیس، سیاستمداران، وکلا و آموزگاران می باشد. البته باید توجه داشت که ممکن است پارانویا به دلیل عوامل وراثتی بروز کند و تشویش و استرس تنها به عنوان جرقه آن باشند.
● درمان
برای درمان این مشکل دو نوع مداوای مختلف وجود دارد وبیماران را از یک عمر عذاب کشیدن می رهاند: یکی روان درمانی و دیگری معالجه از طریق مصرف دارو (مصرف آنتی سایکوتیک) می باشد..
آیا تصور می کنید که این بیماری تنها برای "دیگران" اتفاق می افتد. این بیماری ممکن است در هر زمانی برای هر کسی روی دهد. نکته مهم این است که بتوانید مشکل را پیش از اینکه غیر قابل بررسی گردد، تشخیص دهید. هیچ موقع برای کمک خواستن دیر نیست به ویژه از خانواده و دوستان. آنها در سخت ترین شرایط در کنار شما باقی می مانده و از شما حمایت می کنند.
اختلال شخصیت پارانویایی عموماً از طریق روان درمانی بهبود مییابد.
درمان شناختی-رفتاری غالباً در کمک به افراد در تنظیم الگوهای فکری تحریف شده و رفتارهای ناسازگارانه موثر است. رویکردهای درمانی دیگر شامل گروه درمانی و درمان روانپویشی میباشند.
در بعضی موارد از دارو درمانی نیز به همراه روان درمانی استفاده میشود. داروهایی که معمولاً در این مورد تجویز میگردند شامل داروهای ضد افسردگی، ضد روانپریشی و ضد اضطراب هستند. دارو درمانی به تنهایی برای درمان اختلالات شخصیتی توصیه نمیشود و بهتر است همراه با روان درمانی باشد.
منبع:سایت دکتر والی پور.
نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-روان شناس و استاد دانشگاه
چرا برخی مردم قوانین را رعایت نمیکنند؟
وجود قوانین کارامد و پیش برنده در هر کشور همیشه باعث ترغیب افراد برای رعایت کردن آن قوانین میشود اما بنظر میرسد گاهی برخی از قوانین برای شکستن وضع میشوند چرا که در عمل فقط باعث کندی انجام امور و نارضایتی عمومی میگردند. نکته مهم این است که اصلاح رفتار مردم یک جامعه مستلزم وجود قوانین بروز، منطقی و در خور شأن آن جامعه است. در این بخش به هشت دلیل عمده عدم تمایل مردم به اجرای قوانین اشاره می کنیم:
1- نداشتن ضمانت اجرایی
وضع قوانین بدون داشتن ضمانت اجرایی قابل قبول و مجازاتهای متناسب و مطابق با میزان خسارت وارده در صورت عدم اجرای آن قوانین، عملاً نتایج ناامید کننده ای در بر خواهد داشت. ممکن است خود قانون از لحاظ ماهیتی با ارزش و پیش گیرنده باشد اما وقتی مجری قانون پشتوانه محکمی برای اجرای آن در نظر نگرفته باشد، بطور طبیعی، افراد آن قوانین را نادیده گرفته و یا اهمیت زیادی برای آنها قائل نخواهند بود. هرچقدر اجرای قانون جدی تر گرفته شود، مردم نیز خود را برای پیروی از آن آماده تر میکنند. به عنوان مثال می توان به قوانین ترافیکی اشاره کرد که به دلیل نبودن ضابطین اجرایی به تعداد کافی و عدم وجود امکانات پیشرفته برای ثبت تخلفات و نیز متناسب نبودن مبلغ جرائم با نوع جرائم ارتکابی، بعضاً از طرف رانندگان نادیده انگاشته شده و سالیانه باعث بوجود آمدن خسارات مالی و جانی فراوان میگردد. در حالیکه برخی از کشورها برای تخلفاتی که باعث تهدید جانی دیگر اتومبیلها میشود، مجازاتهای مالی بسیار سنگین و حبس در نظر گرفته اند، در کشور ما قانون گذار به چندین هزار تومان جریمه بسنده کرده است.
2- مستهلک بودن قوانین
قوانین وضع شده در هر کشور بیشتر از هر مسئله دیگری نیاز به بروز رسانی و اصلاح دارند. قانونی که چندین سال پیش کاربرد داشت و مفید هم واقع میشد، نه تنها ممکن است با توجه به شرایط فعلی جامعه و تغییر و تحولات ایجاد شده دیگر کارایی نداشته باشد، بلکه میتواند باعث دردسر و زحمت مردم گردد. سرعت حیرت آور تغییر و تحول در شرایط زندگی، پیشرفت روزافزون تکنولوژی، بالا رفتن سطح آگاهی افراد، پویایی و تغییر قوانین را غیر قابل اجتناب میکند. به عنوان نمونه قوانین اقتصادی، مالیاتی، تامین اجتماعی و قوانین مربوط به تبعیض جنسیتی و ازدواجهای نامتعارف، از جمله مواردی می باشند که باید همگام با موقیعتهای جدید بروز شوند. در چنین شرایطی که قوانین کهنه و فرسوده شده اند و بنظر نمی رسد بتوانند با شرایط کنونی خودشان را تطبیق دهند، نباید انتظار داشت اشخاص رغبتی به اجرای قانون داشته باشند و ممکن است تنها از روی ناچاری تن به این کار دهند.
3- منطقی نبودن قوانین
طبیعی است که قوانین باید در راستای پیشبرد اهداف مترقی و منطقی یک جامعه وضع شوند و هرگونه رنگ و بوی غیر واقع بینانه و خلاف مصالح و منافع ملی در قوانین باعث میشود روند اجرای آنها توسط مردم روبه سردی گراید. قوانین خوب انگیزه لازم را برای اجرا در بین افراد جامعه افزایش میدهد و بالعکس.
4- تضاد با آزادیهای معقول فردی و اجتماعی
افراد هر جامعه دارای آزادی های فردی و اجتماعی تعریف شده ای می باشند و باید از این حقوق اولیه برخوردار گردند. آزادی های فردی باید حد و مرز مشخصی داشته باشند و تا زمانی موجه شمرده میشوند که به حقوق دیگران و عرف جامعه لطمه ای وارد نکنند. مسائلی همچون آزادی بیان و ابراز عقیده، انتقادات سالم و سازنده، حق انتخاب نوع زندگی، حفظ حریم خصوصی و شخصی باید به رسمیت شناخته شوند. هر نوع قانونی که حریم خصوصی و آزادیهای معقول فردی را نقض کند معمولاً از جانب مردم جدی گرفته نمیشود. برخی قوانین نژاد پرستانه در کشورهای غربی از این نوع قوانین محسوب میگردند.
5- عادت به بی قانونی
اگر مردم کشوری نسبت به یک قانون بی اهمیت شوند و عدم پیروی از آن بصورت یک عادت درآید، به تدریج قبح قانون شکنی از بین رفته و اکثریت تمایلی به اجرای آن قانون پیدا نمی کنند. این امر در مواردی که افراد سرشناس و شناخته شده جامعه قانونی را اجرا نمیکنند نمود بسیار بیشتری پیدا میکند چراکه آنها به نحوی الگوی دیگران شمرده میشوند. گذشته از این، آموزش رعایت قوانین در سنین کودکی به فرزندان میتواند فرهنگ رعایت قانون را در بین اشخاص نهادینه کند. والدین، معلمان و مربیان مدارس نقش بسیار مهمی در این زمینه میتوانند داشته باشند.
6- قوانین آزمون و خطایی
بدترین شکل وضع یک قانون این است که قانونگذار صحت و سقم آنرا از طریق آزمون و خطا تشخیص دهد به این معنی که قانونی بدون کارشناسی و بررسی تبعات و نتایج آن وضع شود و وقتی به مرحله اجرا درآمد مشخص گردد که آیا آن قانون خوب بوده یا خیر. تغییرات مکرر مقررات و الصاق تبصره های عجولانه و بعضاً متناقض به بدنه قوانین سبب میشود مردم در سردرگمی فرو روند و نسبت به اجرای آن قوانین دچار تردید شوند. پیش بینی علمی در نتایج وضع یک قانون و اجتناب از بکارگیری روشهای آزمون و خطا تضمین کننده سلامت و کارایی قوانین می باشد.
7-و دلیل هفتم به شخصیت افراد جامعه برمیگردد.جوامعی مثل ایران که اغلب فرزندان را خودشیفته پرورش میدهند در اجرا و رعایت قوانین مشکل دارند زیرا فرد خودشیفته خود را فراتر از قانون و دیگران می داند.باید از کودکی به فرزندانمان بیاموزیم که حقوق دیگران را رعایت نماید.مثلا اگر کودک به زور اسباب بازی کودک دیگر را میگیرد و به گریه های کودک اهمیتی نمیدهد ، والدین باید در اینگونه مواقع به کودک خاطی آموزش دهند که برای اینکار باید از کودک دیگر اجازه بگیرد تا با اسباب بازی او بازی کند.این مثال یک نمونه از مورد هفتم است که نمونه های آن زیاد است.
8-دلیل دیگر ،عدم رعایت قانون توسط مجریان قانون است.در یک جامعه مدرن همه در مقابل قانون یکسان هستند و هیچ فردی استثنا نیست.در کشورهای جهان سوم قانون مثل تار عنکبوت است که فقط موجودات ضعیف در آن گیر میکنند و دانه درشتها راحت از آن عبور میکنند.حضرت علی (ع) در آخرین نصیحت خود به پیروانش بر رعایت نظم تاکید کرده است(...و نظم امرکم.)ولی غیر مسلمانها در رعایت آن از ما جلوترند .متاسفانه.
با استفاده از سایت مردمان.
نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-روان شناس و استاد دانشگاه
آیا تکنولوژی موجب تنهایی ما شده است؟
آیا تکنولوژی موجب تنهایی ما شده است؟
درنتیجه این پیشرفتها، انسانها هر روز با افراد بیشماری روبهرو میشوند اما برخلاف گذشته که این ارتباطات به صورت رودررو بود، در اجتماع امروز، اکثر این ارتباطات از طریق صفحه تلویزیون، مانیتور کامپیوتر یا تلفنهای همراه صورت میگیرد.
در این مقاله، میخواهیم ببینیم چرا این شکل کور از ارتباطات یکی از دلایل اصلی احساس تنهایی آدمها باوجود بودن انسانهای بیشمار در اطرافشان شده است.
اهمیت ارتباطات رودررو
انسانها از نظر ژنتیکی اینطور طراحی شدهاند که از طریق ارتباطات معنادار با افراد واقعی به رضایت رسیده و درنتیجه از طریق آن فایده ببرند. بعنوان مثال، نوزادانی که در زمان نوزادی و کودکی زیاد بغل گرفته شوند، نسبت به آنهایی که ارتباط فیزیکی کمی با آنها برقرار میشود، وقتی بزرگتر میشوند درشتتر و سالمتر شده و رشد عضلانی بهتری خواهند داشت.
نمونه دیگر آن میتواند افرادی باشد که دوستان زیادی در زندگی خود دارند. این افراد معمولاً شادتر، خوشبختتر و سالمتر هستند و معمولاً بسیار بیشتر از افراد تنها عمر میکنند. علت این فواید ذهنی و جسمی هر چه که باشد، این واقعیت وجود دارد که روابط واقعی انسانی موجب کاملتر کردن ما میشوند و بدون آن بدن و زندگی ما شروع به شکسته شدن میکند.
حباب تکنولوژی
بااینکه تکنولوژی ارتباط جهانی را ممکن کرده است، اما برعکس موجب ارتباط انسانی کمتر شده است. نمونه خوب آن را میتوان در خانوادهها مشاهده کرد. برخلاف گذشته که خانواده دور هم جمع میشدند و شام را در کنار هم صرف کرده و با هم گفتگو میکردند، این روزها، افراد معمولاً به تنهایی در جلوی تلویزیون نشسته و غذا میخورند.
وقتی با هم حرف میزنند هم معمولاً درمورد مسئله مهمی نیست، زیرا دیگران نمیخواهند مزاحم تماشای برنامه شما شوند. در برخی خانوادهها، اعضای خانواده حتی کنار همدیگر هم نمینشینند و غذاهای فوری و آماده به آنها کمک میکند که هر زمان و در هر مکانی که دوست دارند غذای خود را صرف کنند.
متاسفانه این تنهایی خودتحمیل فقط مخصوص زمان شام و غذا خوردن نیست، زیرا بعد از صرف غذا نیز هر عضو خانواده به راه خود میرود. بعضی دوباره جلوی تلویزیون رفته، بعضی مشغول اینترنت یا بازیهای کامپیوتری شده و بعضی هم یا موزیک گوش میدهند و یا از طریق تلفنهمراه خود با دوستان خود چَت میکنند.
نتیجه این حباب تکنولوژی این است که افراد ارتباطات رودررویی کمتری با یکدیگر داشته و ارتباطات آنها معمولاً غیرمستقیم و از طریق رسانههایی مثل کامپیوتر و تلفن برقرار میشود.
سَرخوردگی ناشی از زندگی مجازی
باوجود این واقعیت که تکنولوژی به افراد این امکان را میدهد که با افراد زیادی در سراسر جهان ارتباط برقرار کند اما در واقعیت، باوجود تعداد زیاد دوستانی که در شبکههای اجتماعی مثل فیسبوک دارید، باز هم نتیجه کار یکی است؛ حبابی تکنولوژیکی که موجب تنها شدن و جدایی شما از ارتباطات انسانی واقعی میشود.
تازمانیکه از افراد دیگر جدا شده باشید، احساس تنهایی خواهید کرد زیرا این دوستان مجازی نمیتوانند به خوبی نیازها و خواستههای شما را در درازمدت برآورده کنند.
علت این کمبود رضایت این است که اکثر افراد از تکنولوژی بعنوان راهی برای پرت کردن حواس خود از احساساتشان استفاده میکنند. این باعث میشود به طور موقت احساس خوبی پیدا کنند اما در آخر این وسیله انحراف حواس موجب سرخوردگی آنها میشود زیرا نیازهای واقعی آن فرد را به خوبی ارضا نمیکند.
بعوان مثال، تصور کنید که فردی احساس تنهایی میکند اما به جای اینکه به این احساس خود گوش دهد، با چَت کردن آنلاین با دیگران حواس خود را از تنهایی خود منحرف میکند. برای آن لحظه ممکن است آن فرد تصور کند که نیازش برآورده شده است زیرا چت کردن با دوستان اینترنتی آن احساس تنهایی را به طور موقت از او دور میکند.
اما با گذشت زمان، این فرد سرخوردهتر میشود زیرا هرچقدر هم که آنلاین با دوستان خود گفتگو کند، یکی از نیازهای پایهای و اساسی او برآورده نمیشود: یک ارتباط واقعی با یک انسان واقعی.
هرچه آن فرد این احساس تنهایی خود را طولانیتر نادیده بگیرد، دردناکتر شده و میل آنها برای استفاده از آن وسیله انحراف حواس (چت کردن آنلاین) برای نادیده گرفتن احساسات خود بیشتر می شود. اگر این ادامه پیدا کند، فرد دچار افسردگی خواهد شد.
اگر تابحال با کسی اینترنتی چت کرده باشید و خواسته باشید که در دنیای واقعی با او قرار بگذارید، آنچه تجربه کردهاید همین احساس سرخوردگی است که برایتان توصیف کردیم. این نشان میدهد که نمیتوانید با همان روشهای قبل نیازهای خود را برطرف کنید.
نمونه دیگری که نشان میدهد چطور روابط مجازی قادر به برطرف کردن نیازهای ما نیستند را میتوان در دوستیابی آنلاین مشاهده کرد. اکثر افراد آشنا شدن و ایجاد روابط عاشقانه اینترنتی را مفرح میدانند اما در آخر این عشقبازی مجازی چندان ارضاکننده نخواهد بود. به همین دلیل است که معمولاً دوستیهای آنلاین به بیرون و دنیای واقعی کشیده میشود زیرا ارتباط رودررو تنها راه برآورده شدن کامل نیازها ماست.
تاثیرات تکنولوژی بر روابط اجتماعی
یکی از تعیینکنندهترین عواقب تنهایی اجتماعی ناشی از تکنولوژی تاثیر آن بر روابط میانفردی در دنیای واقعی است.
وقتی به طور مجازی یا تلفنی صحبت میکنید، ارتباط شما محدودتر از زمانی خواهد بود که آن فرد را به صورت رودررو میبینید. بعنوان مثال، آنلاین حرف زدن با یک نفر استفاده از زبان بدن، تن صدا و ارتباط چشمی را در خود نخواهد داشت.
درنتیجه، هرچه ارتباط رودرروی کمتری با دیگران داشته باشید، مهارتهای اجتماعی شما بدتر خواهد شد. تاثیر ضعیف بودن مهارتهای اجتماعی بعدها ایجاد روابط بادوام و بامعنا در خارج از دنیای مجازی را برای شما دشوار خواهد کرد.
بعنوان مثال نخواهید توانست به راحتی حرف خود را به زبان بیاورید و نمیتوانید حرفهای دیگران را هم درک کنید.
به نظرتان دور از ذهن میرسد؟ نه اینطور نیست، چون خیلیها هستند که در دنیای واقعی هم از اصطلاحات گفتگوی اینترنتی استفاده میکنند. این وقتی با کسی که با این اصطلاحات آشنایی دارد حرف میزنید اشکالی ندارد اما اگر اینطور نباشد ممکن است برای طرف مقابل به نظر برسد به زبانی بیگانه صحبت میکنید.
بااینکه این نمونهای ناچیز و غیرمتداول است اما نشان میدهد که چطور ارتباط مجازی میتواند بر ارتباطات واقعی و رودرروی شما نیز اثر بگذارد.
آیندهای تنها؟
اگر تصور کنیم این نوع ارتباطات مجازی ادامه یابد، به نظر در 30-20 سال آینده چه اجتماعی پیش رو خواهیم داشت؟ نسل بچههای امروز که بیشتر زمان روز خود را صرف تماشای تلویزیون و بازیهای کامپیوتری میکنند، چطور میتوانند وقتی بزرگ شدند درست با دیگران ارتباط برقرار کنند؟
و اگر نتوانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند، چطور میتوانند روابطی معنادار و بادوام با دیگران داشته باشند؟ آیا خواهند توانست افرادی از جنس مخالف را به سمت خود جذب کنند؟ و اگر اینطور است، چنین روابطی اگر ارتباط کلامی کافی در آن نباشد، چه مدت طول خواهد کشید؟
بااینکه همه اینها کمی هشداردهنده به نظر میرسد اما همین حالا هم علائم هشدار در اطراف ما وجود دارد و درنتیجه آن تعداد زیادتری از انسانها هر روز تنهاتر و تنهاتر میشوند.
تنها راه برای غلبه بر این تنهایی و جلوگیری از آمدن آیندهای تنها این است که دست از نادیده گرفتن احساسات خود برداشته، به آنها گوش داده و به درستی واکنش دهید.
تکنولوژی خنثی است
قبل از اینکه به سراغ این برویم که چطور میتوانید بر این تنهایی غلبه کنید، باید خاطرنشان کنیم که تکنولوژی اصلاً چیز بدی نیست. تکنولوژی مسئلهای خنثی است. نحوه استفاده از آن است که آن را خوب یا بد میسازد.
همچنین استفاده از تلفن یا چت آنلاین برای ارتباط با دیگران بد نیست. در این مقاله هدف محکوم کردن این فعالیتها نبوده است، هدف این بوده که خطرات احتمالی آنها را چه برای شما و چه برای جامعه به طور کل گوشزد کنیم.
استفاده از این راههای ارتباطی مجازی به تعادل خوب و بیاشکال است. اما اگر از تکنولوژی بعنوان وسیلهای برای نادیده گرفتن احساسات استفاده شود و این نوع ارتباطات شکل اصلی ارتباطات شما را شکل دهد، سلامت ذهنی و جسمی و همچنین زندگی اجتماعی شما تحتتاثیر قرار خواهد گرفت.
پس تازماینکه بیشتر ساعات روز را صرف ارتباط با مردم در زندگی واقعی کنید، خطر اینکه نتوانید ارتباطات معنادار و بادوام داشته باشید ناچیز خواهد شد. اما اگر همه وقتتان صرف ارتباطات مجازی شود، باید مراقب آیندهای که در انتظارتان است باشید.
چرا؟ چون مهارتهای لازم برای موفقیت در ارتباط با دیگران را نخواهید داشت. یک نمونه کلیشهای برای نشان دادن این را میتوان در معتادان به اینترنت مشاهده کرد که هیچوقت نمیتوانند برای خود دوست دختر یا چند دوست کنار خود داشته باشند.
آنچه واقعاً نگرانکننده است بالا رفتن تعداد کسانی است که ترجیح میدهند وقت خود را در اینترنت سپری کنند و درواقع اینترنتی زندگی کنند تا اینکه در دنیای واقعی ارتباط برقرار کنند. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، به نقطهای در اجتماع میرسیم که ارتباطات رودررو چیزی مربوط به گذشته به شمار خواهد رفت.
اگر افراد با هم ارتباط برقرار نکنند، تعداد افراد کمتری با هم ملاقات کرده، عاشق شده، ازدواج کرده و بچهدار میشوند. در آخر این میتواند به کاهش رشد جمعیت کره زمین منجر شود. بااینکه در زمان حال این مسئله منحصر به کشورهای پیشرفته و توسعهیافته است که میتوانند به میزان کافی از تکنولوژی در اختیار مردمان خود قرار دهند، هرچه این تکنولوژِیها پیشرفتهتر شوند، جذب آن بیشتر خواهد شد.
برخورد با تنهایی
از راهکارهای زیر برای کمک به درک و واکنش درست به تنهایی خود استفاده کنید.
1. احساستان را تشخیص دهید.
تنهایی در نتیجه نداشتن رابطه معنادار در زندگی ایجاد میشود. شما ممکن است بخاطر نداشتن دوستان زیاد و یا بخاطر نداشتن رابطه عاشقانه احساس تنهایی کنید.
2. معنای تنهایی را به خاطر آورید.
تنهایی به شما میگوید باید کسی را پیدا کنید که برایتان مهم باشد و برایش مهم باشید.
3. تصمیم بگیرید چرا احساس تنهایی میکنید.
چرا دوست یا شریک زندگی ندارید؟ آیا نمیتوانید بخاطر اینکه بیشتر زمان خود را صرف اینترنت یا تلویزیون میکنید، با کسی ارتباط برقرار کنید؟ آیا این فعالیتها باعث میشود نتوانید با افراد جدید آشنا شوید و دوستیابی کنید؟
4. چیزی برای تغییر احساستان پیدا کنید.
اگر میخواهید دوستان جدید پیدا کنید، باید برای آن تلاش کنید. این یعنی تا جاییکه میتوانید با افراد جدید آشنا شوید و از طریق فعالیتهایی که به اتفاق هم انجام میدهید، روابط نزدیک با آنها برقرار کنید. به طور کلی، هر چه زمان کمتری با مردم رابطه داشته باشید، تنهاتر خواهید بود.
خلاصه
تنهایی محصول متداولی از تکیه بیش از حد بر تکنولوژی است که خود بعنوان مسکنی برای درمان مشکلی که ایجاد کرده است استفاده میشود.
هرچه زمان بیشتری را صرف ایجاد روابط مجازی کنید، یا سعی کنید از طریق این سرگرمیها به تنهایی خود کمتر فکر کنید، ایجاد روابط معنادار و بادوام برای شما در دنیای واقعی سختتر خواهد شد.
این ناتوانی در ایجاد رابطه بعدها موجب احساس تنهایی، سرخوردگی، اعتیاد به آن راههای منحرف کردن حواس، و در آخر افسردگی میشود.
منبع:سایت مردمان.
آدرس و تلفن کلینیک یا مطب روانشناسی و مشاوره خانواده و ازدواج،دکتر روان شناس و روان درمانی و هیپنوتیزم و هیپنوتراپی در تهران.
نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-روان شناس و استاد دانشگاه
|
|
|
|
|
6-کتاب زیر چاپ=روانشناسی ارتباط در روابط زناشویی-نشر آییژ...
==================================================
کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.کلمات کلیدی در جستجو=روانشناس در تهران-روان درمانی -هیپنوتراپی-هیپنوتیزم-بهترین روانشناس در تهران-مطب روانشناسی-مرکز مشاوره و رواندرمانی-روان شناس خوب و با تجربه در تهران-روانشناس بالینی -دکتر روانشناسی بالینی در تهران-بهترین دکتر روانشناس و رواندرمانگر در تهران-روانشناس و هیپنوتراپیست حاذق و کارکشته در تهران- دکتر روانشناس-دکتر مشاوره خانواده خوب در تهران-بهترین روانشناس در تهران-مرکز مشاوره و رواندرمانی تهران-بهترین روانشناس در غرب تهران-شمال غرب تهران-کرج-گیشا-آریا شهر-پونک-سعادت آباد -شهرک غرب-ولی عصر و شریعتی-پاسداران-ولنجک-توحید-ستارخان-صادقیه-آزادی-انقلاب-شهرک اکباتان.
==========
نوشته شده توسط:دکتر جعفر دارابی-روان شناس و استاد دانشگاه
-فقدان یا سوگ(از دست دادن عزیزان)
سوگ یا فقدان که در اصطلاح انگلیسی گریف نام دارد ، یکی از واقعیات انکار ناپذیر این دنیا است . مرگ عزیزان یکی از بزرگترین استرسها یا همان فشار روانی است.تا زمانی که ما زنده هستیم شاهد مرگ دوستان و عزیزانمان خواهیم بود.اما چقدر خودمان را برای آن آماده کرده ایم.افراد مختلف با توجه به شخصیت و واقع نگری ، به طرق مختلف با این استرس کنار می آیند .هر اندازه افراد منطقی تر باشند و با این واقعیت منطقی کنار بیایند ، بهتر مراحل سوگ را کنار خواهند گذاشت.
برخی افراد هنوز واقعیت مرگ را نپذیرفته اند.حضرت علی(ع) می فرماید ، برای دنیایت آنچنان کار کن که انگار تا ابد زنده میمانی و برای آخرتت آنچنان کار کن که انگار همین فردا خواهی مرد ، یا در جای دیگری میفرماید، مرگ از رگ گردن به انسان نزدیکتر است.
بنابر این مرگ مثل سایه با انسان همراه است.افرادی که از قبل احتمال فقدان عزیزان خود را میدهند ، راحت تر با این پدیده کنار می آیند.البته از هر فردی اگر سوال شود که آیا تو روزی خواهی مرد؟، مسلما به این سوال و سوال کننده میخندند.چون جواب آنرا بدیهی میداند.اما چه اندازه واقعیت مرگ خود و نزدیکانش را با تمام وجود می پذیرد.
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کین اشارت به جهان گذران ما را بس
تحقیقات انجام شده در امریکا نشان می دهد که مرگ همسر بزرگترین استرس به حساب می آید.این موضوع برای همه یکسان نیست.شاید در ایران مرگ فرزند سنگین تر باشد.
نکته دیگری که در پذیزش واقعیت مرگ بسیار مهم است این است که چه اندازه مرگ را با دید معنوی نگاه کنیم.افرادی که مرگ را انتقال از یک دنیا به دنیایی دیگر میدانند با این پدیده راحت تر کنار می آیند تا افرادی که هنوز به درک این واقعیت نرسیده اند. به قول حضرت مولانا:
مرگ اگر مرگ است گو نزد من آد تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من ز او جانی ستانم جاودان او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ
و نیز در سروده زیبای دیگری می گوید:
از جمادی مردم و نامی شدم وز نما مردم به حیوان سر زدم
مردم از حیوانی و آدم شدم پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
حمله دیگر بمیرم از بشر تا بر آرم از ملائک بال و پر
بار دیگر از ملک پران شوم آنچه اندر وهم ناید آن شوم
از نظر روانشناسی و روانپزشکی اگر فردی عزیزی را از دست بدهد ، افسردگی او تا شش ماه طبیعی است اما اگر از این مدت بگذرد او یک بیمار افسرده تلقی خواهد شد و باید تحت رواندرمانی و دارو درمانی قرار بگیرد. البته این به این معنا نیست که در مدت شش ماه اول اگر افسردگی شدید بود هیچ اقدامی انجام نگیرد.در این مدت نیز خطراتی وجود دارد از جمله خطر اقدام به خودکشی.افرادی که از قبل زمینه افسردگی را دارند احتمال کنار آمدن با فقدان را کمتر خواهند داشت و خطرات احتمالی نیز بیشتر است که اطرافیان باید بیشتر مراقب این افراد باشند.
توصیه های مهم
از دست دادن عزیزان برای همه ما رخ میدهد و عبور از این شرایط سخت به آگاهی و مهارتهایی نیازمند است كه اطلاع از آنها به ما كمك میكند تا این وضعیت دشوار سوگ را راحت تر تحمل كنیم و به سلامت از آن بگذریم.
ممكن است هفتهها و ماههای بعد از مصیبت با مواردی از قبیل غمگینی، افسردگی، درماندگی و ناتوانی، علاقه نداشتن به كارهای سابق، بی تفاوتی و بیحوصلگی روبهرو شوید. توصیههای زیر میتواند در این مراحل سخت به شما كمك كند:
1- به خود حق بدهید كه احساس عصبانیت، غمگینی، ناراحتی و بسیاری از احساسات ناراحتكننده دیگر دارید.
2- درخصوص احساسات خود با دیگران صحبت كنید.
3- احساسات و نگرانی خود را ابراز و هر وقت خواستید گریه كنید.
4- مراقب وضعیت جسمی خود باشید. وقتی فرصت پیدا كردید استراحت كنید و چیزی بخورید.
5- زمانی را برای كارهای شخصی مانند رسیدگی به بهداشت و مراقبت شخصی خود اختصاص دهید.
6- به خود سخت نگیرید و به دلیل عصبی و پرخاشگربودن خود را سرزنش نكنید.
7- ارتباط خود را با اطرافیان حفظ كنید و با بستگان و كسانی كه همدرد شما هستند، در تماس باشید.
8- احساسات و عواطف خود را از هر طریقی كه میتوانید ابراز كنید و اگر دوست دارید و میتوانید بنویسید، نقاشی كنید، گریه كنید، دعا كنید، قران بخوانید، عصبانی شوید، داد بزنید و غم سنگین خود را بیرون بریزید.
9- لوازم شخصی و یادگاریهایی از فرد یا افراد از دست داده را نگه دارید و همراه خود داشته باشید. اگر باعث تسكین شما میشود میتوانید با فرد از دسترفته صحبت كنید و برای وی نامه بنویسید یا برایش دعا كنید.
10- به یاد داشته باشید بهبود اثرات عاطفی حادثه، نیاز به زمان زیادی دارد انتظار نداشته باشید كه سریعا به وضعیت سابق برمیگردید.
11- زندگی شما پس از این اتفاق تغییر خواهد كرد و ممكن است مجبور باشید دوباره و از صفر شروع كنید یا مجبور به انجام كارهایی باشید كه تا به حال نكرده اید. از نظر روحی خود را برای این تغییر آماده كنید.
12- تا مدتها شما در وضعیت بحرانی به سر خواهید برد. این بحران ممكن است عوارضی را در زندگی شما ایجاد كند؛ مثل مشكلات مالی و خانوادگی و... این عوارض و مشكلات ممكن است گذرا باشد و با تدبیر درست حل شود، بنابراین از گرفتن تصمیمات مهم برای آینده مانند رها كردن كار، انتخاب محل جدید زندگی و مهاجرت خودداری كنید.
13- حادثه تلخی كه پشت سر گذاشتهاید، ممكن است عوارض روانی و رفتاری خاصی را به دنبال داشته باشد لذا اگر احساس میكنید قادر به مقابله با این مشكلات نیستید، به متخصصانی مثل روانشناس یا روانپزشک مراجعه كنید. شاید لازم باشد به هر دو متخصص مراجعه داشته باشید و هم از رواندرمانی مخصوص سوگ بهره مند شوید و هم از دارو درمانی استفاده کنید.
دکتر دارابی
(روانشناس و استاد دانشگاه)
چرا برخی مردم قوانین را رعایت نمیکنند.؟لزوم رعایت قانون در جامعه. شنبه 29 بهمن 1390
رابطه بین تکنولوژی و صنعتی شدن با احساس تنهایی جمعه 28 بهمن 1390
آدرس و تلفن کلینیک یا مطب روانشناسی و مشاوره خانواده و ازدواج،دکتر روان شناس و روان درمانی و هیپنوتیزم و هیپنوتراپی در تهران. شنبه 22 بهمن 1390
-سوگ یا فقدان یا از دست دادن عزیزان(داغدیدگی). جمعه 21 بهمن 1390
-تیپهای شخصیت از نظر یونگ (انواع تیپهای شخصیت در نظریه یونگ) پنجشنبه 20 بهمن 1390
-تئوری طرحواره درمانی دکتر یانگ(schema therapy). چهارشنبه 19 بهمن 1390
سرخ شدن،داغ شدن،قرمز شدن یا گرم شدن صورت ، گردن و گوش چیست؟بیماری اریترو فوبیا چهارشنبه 19 بهمن 1390
-نظریه دل بستگی عاطفی و احساسی چیست؟attachment چهارشنبه 19 بهمن 1390
-بیش فعالی یا هایپر اکتیویتی (hyperactivity) چیست؟ چهارشنبه 19 بهمن 1390
-رواندرمانی شفای کودک درون چیست؟مفهوم روان درمانی شفای کودک درون. جمعه 14 بهمن 1390
-مقیاس پایان ازدواج-نشانه های پایان رابطه زناشویی. شنبه 8 بهمن 1390
تست یا آزمون طلاق عاطفی(emotional divorce). جمعه 7 بهمن 1390
8خصلت ناپسند انسان که باید از آن دوری کنید(خصوصیات اخلاقی نا پسند). شنبه 24 دی 1390
-چگونه بعد از طلاق با خودمان و شرایط جدید کنار بیائیم.مدارا با عوامل پس از طلاق طلاق جمعه 23 دی 1390
لیست آخرین پستها






